فروردین
فروردین ماه فروهر Farvahar ماه نیکی و راستی
ارديبهشت پاکی و راستی
هر کسی در اين جهان بايد برابر آيين ازلی اشا يا راستی که بنياد زندگی را تشکيل می دهد رفتار کند هات ۳۳ بند ۱
اشاوهيشتا يا امشاسپند ارديبهشت که به معنای راستی والاست .قانون دگر ناپذيری است که آفرينش را نظم می دهد اشا نشانه خواست اهورايی است . اشا راه راستی است و پويندگان آن راه به خوشبختی می رسند. اشا در خرد اهورامزدا پديد آمد و با راستی و داد يکی است از اين رو اشاوهيشتا به معنی گوهر داد هم است .دين زرتشتی دين راستی و داد است که همه جا با دروغ در جنگ است از اين رو اشا گوهر دين زرتشت هم است .در آيين زرتشت قانون الهی با قانون طبيعی يکی است و آن اشا است(کنش قانونی که با راستی و داد يگانه است) .اشا ميزان و شاخص است. اين آدمی است که بايد اعمال خود را با اشا هماهنگ کند .اشا داده اهورامزدا و خود اهورامزداست. اشا در کارهای آدمی دخالت ندارد .آدمی از آزادی گزينش (اختيار) برخوردار است ولی نتايج کار آدمی با ميزان اشا سنجيده می شود .اشا ميزان سنجش چند و چونی است .هر کس با آگاهی از نتايجی که بر هر عملی بار است می تواند راه خود را انتخاب کند .به بيان ساده تر اشا بيانگر هنجارها و قانون های حاکم بر جهان هستی است و هر کس بايد با انديشه نيک اين راه درست زيستن را انتخاب کرده و بر طبق راستی رفتار نمايد و از کجروی پرهيز کند چرا که طبق قانون اشا نتيجه اعمال خود را درو می نمايد و اين ميوه کارکرد خودشان است نه مجازات خداوند .چرا که اهورامزدا خوبی و داد مطلق است و بدی در او راه ندارد خداوند کينه توز و انتقامجو نيست او خشم نمی شناسد و از اين رو مورد پرستش است .آنان که بدی می کنند محصول کار خود را که همان بدی هست دريافت می کنند. بارها شاهد بودم که بسياری از دوستان دين زرتشت را دينی کهنه و متعلق به زمانهای گذشته می دانند اما در پاسخ به اين عده می توان گفت بر طبق قانون اشا انسانها بايد خود را با هنجار ها و نظمهای پيرامون خود هماهنگ سازند دين زرتشت بر خلاف ديگر اديان برای جزئيات تصميم گيری نمی نمايد اصول کلی در گاتها بيان گرديده اما جزئيات به خرد و دانش واگذار شده تا بتوانند خود را همگام با زمان تطبيق دهند و همراه سازند . در ديگر اديان اصولگرايان هميشه با تجدد خواهی مشکل دارند زيرا هر تغيير و تجدد خواهی که سنت مذهب را بهم زند باطل است .همانند تعطيلی کليه امور در روزهای شنبه در دين يهود که در دنيای امروز امکان آن نمی باشد و يا مجازات قصاص که ديگر حتی در ميان وحشی ترين قبايل آفريقا امری خلاف حقوق بشر شمرده می شود. و يا محدود نمودن زنها در فعاليتهای اجتماعی که متاسفانه امروز در جامعه ايران با اين ديد سنت گرای حاکم نيمی از پيکره آن فلج گشته و بخاطر همين تعصبات خشک است که در کاروان ورزشی ايران در المپيک تنها شاهد حضور يک زن آن هم بصورت نمادين هستيم در دين زرتشت اين تنگناها در عمل پيش نمی آيد .اشا قانون تکامل است پيشرفت علم و تکنولوژی لازمه اشا است پذيرش پيشرفت و نو گرايی دين داری است نه دين ستيزی و دو اصل پويايی آفرينش (سپنتا مينو )و پويايی پيشرفت(اشا)نو گرايی را جزء جدا ناشدنی از سنت ايرانی و زرتشتی کرده اند .
خرداد رسايی امرداد جاودانگی
مزدا اهورا با شهرياری و مهر خود به کسی که رفتار و گفتارش در پرتو انديشه نيک و بهترين منشها بر پايه راستی باشد رسايی و جاودانگی بخشد. هات ۴۶ بند۱
هاوروتات (haurvatat)خرداد که به معنای رسايی و کمال است .اهورامزدا گوهر کمال است او همه خوبی ها را در خود دارد و همه خوبی ها را از خود می دهد کمال نمادی از خود شناسی اهورامزداست .آدميان می توانند با کوشش در راه رسيدن به کمال با به کار بردن خرد (بهمن)و کارکرد به راستی (اشا )و مهر ورزی(سپنتا آرميتی)توان اهورايی بدست آورده (شهريور) و در راستای کمال (خرداد) راه پی موده خود را شناخته و به خدا برسند (امرداد) امرتات به معنای بی مرگی است اهورامزدا بی آغاز بی پايان و جاودانی است در اوستا امرتات و هاوروتات بيشتر جاها با هم آمده اند و اين نشانه آن است که راه رسيدن به جاودانگی نايل شدن به خودشناسی و رسايی و کمال است و آدمی ميتواند با خرد و راستی و مهرورزی به توانايی سازنده دست يافته و با آن توانايی به رسايی و سرانجام به جاودانگی برسد. استاد وحيدی درباره خرداد می گويند: هاوروتات به معنای کمال است که پارسی آن ميشود رسايی ما اگر بهمن را آغاز کنيم و ارديبهشت را انجام دهيم شهريور شهرياری بر ميل و سپنتا آرميتی را نيز پشت سر بگزاريم می رسيم به رسايی
دانه ای از حبس خاک آزاد شد سر بر آورد و حريف باد شد
برگها تا شاخه ها بشکافتند تا به بالای درخت بشتافتند
جانهای بسته اندر آب و گل چون رهند از آب و گل با شاد دل
در هوای عشق حق رقصان شوند همچو قرص برگ بی نقصان شوند مولانا
و اين همان خرداد است و انسان موجودی است بسته در جهان مادی و در اين جهان مادی روان و انديشه دارد و بايد در اين جهان مادی از کودکی همگام با پرورش قوای جسمانی نيروی معنوی و خرد و روان خود را تکامل دهد تا در پهنه مادی اگر جوان و بلند بالا شود به همان اندازه نيز نيروی معنوی او نيز به رسايی رسد اين جهان بی کران در وجود هر انسانی است و اين همان خرد کل است و معنای اهورامزدا (هستی بخش دانای بزرگ) در هر چيزی دانش و خردی است و انسان بايد در پهنه معنويت ببالد و از سپنتا آرميتی قدم فرا نهد و به اين کمال رسد و اين گاتها دستور العملی است برای من انسان که چگونه نيک زندگی کنم و جاودانه گردم و ما بايد اين مفاهيم را از آن خارج کنيم از جمبه تئوری و پندار و خرافات به جمبه عملی و کاربردی آن برسيم و اين دستورات برای من انسان است از ۳۷۴۲ سال پيش تا به امروز برای هر زمان و هر مکان و هرگز رنگ کهنگی به خود نخواهد گرفت اما درباره امرداد که واژه بسيار پر معنايی است ـ ا ـ پيشوند نفی است و مرت يعنی مردن و امرتات يعنی بی مرگی و جاودانگی آيا من انسان جاودانه ام؟ برای پاسخ به شاهنامه رو می آوريم جمشيد در شاهنامه زمانی که در زمينه زندگی مادی به کمال و پادشاهی رسيد منی و خودپسندی در او پديدار شد و در اثر غرور خود را خدا ناميد و نتوانست خود را به امرداد رساند
چون اين گفته شد فر يزدان از او گسست و جهان شد پر از گفتگوی
و نتيجه آنرا ميدانيم که به فنا و نيستی گرفتار شد .در مقابل کيخسرو را داريم و او نيز به اين قدرت رسيد اما در خرد خود انديشيد که مبادا اين قدرت و شکوه مرا نيز همچو جمشيد فريب دهد:
گرايم به کژی و نابخردی ز من بگسلد فره ی ايزدی
و مردم را جمع کرد و با آنها در ميان گذاشت و به آنها گفت در من اين ترس پديدار شده :نبينيد ديگر مرا جز به خاک . رفت و در کوه ناپديد شد و اينان گردان و پهلوانان بودند و کی خسرو به امرداد رسيد و بايد اين منی و خود پسندی شود ما مسيح می فرمايد همسايه خودت را مانند خودت دوست دار يعنی من خودت ما شود
خرداد در دنيای مادی نگهبان آبهای روان می باشد چرا که آب نيز همانند آتش برای ايرانيان ارزش بسياری دارد و قابل احترام است و معادل آن در ميترائيسم آناهيتا از دير باز در فرهنگ ايرانی وجود داشته در عين حال زلالی و بی عيبی را در آب می توان مشاهده کرد و فلسفه قرار دادن کاسه ای آب بر سفره هفت سين نيز خرداد است اما برای امرداد ايرانيان سرو را برگزيدند چرا که سرو هيچگاه از بين نمی رود و هميشه تازگی دارد و هر کسی را که به خاک می سپردند بر سر او سرو می کاشتند سرو نيز در فرهنگ ايران جايگاه بسياری دارد مانند سروی که بدستان اشو زرتشت کاشته شد اما بوسيله خليفه تازی با وجود مخالفت و مقاومت بسيار زرتشتيان قطع گرديد سرو به عنوان نماد و درخت ملی ايرانيان بشمار می آيد همانطور که نخل برای اعراب اين حکم را دارد . همچو سرو باشيد و رسا و جاودان .پاينده ايران
تیر
جشن امردادگان
امردادروز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است .قبل از هر چيز بايد درباره واژه اشتباه مرداد توضيح داده شود؛ واژه اوستايی امرداد امرتاته amertata است که به معنای بی مرگی است و اگر الف آن را که پيشوند نفی است از قلم بياندازيم معنی آن عوض شده و فرشته بيمرگی و جاودانگی به ديو نيستی و مرگ تغيير شکل می دهد .زيرا همانطور که امرداد به معنی بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد .بنابراين شايسته است که اين کلمه را امرداد بخوانيم. بطوريکه در بحث امشاسپندان توضيح داديم اين فرشته نماينده آخرين مرتبه کمالاتست . صفات پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و نظافت بطور مشروح بيان شد نظر بهمان صفات پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته مذکور آماده می ساختند .ابوريحان در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد ((مرداد ماه روز هفتم آن مرداد روز است و آنروز را بواسطه اتفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای مرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد مرداد فرشته ايست که بحفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است))
نياکان ما در اين روز به باغها و مزارع خرم و دلنشين می رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا اين جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبيعت برگزار می کردند. جشن امردادگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد.
جشن شهريورگان
شهريور روز از شهريور ماه مي باشد که روز چهارم ماه است (به تقويم هجري۳۰ امرداد ماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد جشن شهريورگان است . چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد در جهان مادي نگهبان زر و سيم و فلزات ديگر و دستگير بينوايان و فرشته رحم و مروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و به فقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن به پادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند. ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم بآنها بستگي دارد موکل است ))براي جشن شهريورگان از دو گونه ديگر مي توان برتري قائل شد اول اينکه در اين ماه محصولات کشت و زرع جمع آوري مي شود و چون معمولا براي بدست آوردن نتيجه هر کاري جشن و شادي لازم است لذا شهريورگان بمناسبت نتيجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص براي کشاورزان بهترين جشن و شادي است و در واقع جشن سر خرمن مي باشد .دوم اينکه در اين ماه پاييزه کاري شروع مي شود و چون معمولا هر کار نيکي را با شادي بايد آغاز کرد از اين لحاظ جشن شهريورگان را مي توان آغاز فصل جديد ديگري از هنگام کشت و زرع دانست و آنرا مورد احترام قرار داد با دلايلي که ذکر شد جشن شهريورگان بخصوص براي کشاورزان از لحاظ جمع آوري محصول و بدست آوردن خرمن و همچنين از نقطه نظر شروع بکار پاييزه بهترين جشن و شادماني است و بهمين جهت است که نسبت به آن احترام زيادي قائل هستند و با شادي فراوان مراسم آنرا بجاي مي آورند. پس دوستان گرامي در کنار شادي هاي خود نيازمندان را فراموش نکنيد هر چند که در قلمرو پر گوهر ايران زمين نبايد نيازمندي معنايي داشته باشد اما صد افسوس!..... بگذريم. هميشه ايراني باشيد و سرافراز.
شهريور شهرياري اهورايی
ای هستی بخش دانا ای اشا و ای وهومن سرودهايی می سرايم که کسی پيش از اين نسروده است .آرزو دارم بوسيله اشا و وهومن و خشترای فناناپذير حس و ايمان و فداکاری در قلبهايمان افزايش يابد . پروردگارا درخواست ما را بپذير و بسويمان روی آور و بما خوشبختی کامل ارزانی دار. هات ۲۸ بند ۳
خشتراوييريا سومين فروزه اهورامزدا به معناي توانايي برگزيدني است. خشترا از ريشه خش به معناي توانايي است .اين فروزه را به شهرياري خدايي تعبير کرده اند. اما استاد وحيدي در همان معني اما به تعبيري ديگر آنرا شهرياري بر ميل بيان نمودند .اين فروزه معرفي نيروي سازنده است و نه قدرت ويران کننده معرف توان اخلاقي و رواني است نه بدي و کينه توزي .اهورامزدا که بر همه چيز تواناست توانايي اش را جز در راه سازندگي ؛بخشندگي و مهر به کار نمي برد و همانگونه که در گاتها نيز بيان گرديده کساني که با خرد (بهمن) به راستي و داد رفتار کنند (ارديبهشت) به اين توانايي سازنده دست مي يابند (شهريور) و اين توانايي آنانرا از گرايش به بدي خشم و کينه توزي باز مي دارد از اين رو بايد تنها اينچنين توانايي را بدست آورد و برگزيد. به نوعي ديگر مي توان شهريور را کنترل بر نفس اماره که در روايات اسلامي از آن بسيار گفته شده بيان نمود. سخنان استاد وحيدي در اينباره: خشترايي همان شهرياري مي باشد و وئيرايي يعني ميل و شهريور نه فرشته است و نه همکار اهورامزدا بلکه ساختار رواني من انسان مي باشد و در درون من ميل است انواع و اقسام ميلها ست ميل خوب ميل بد و فرهنگ زرتشتي مي گويد که اي انسان تو بايد بر ميلهاي خودت شهرياري و فرمانروايي داشته باشي چرا که ميل انسان حد و مرز ندارد به عنوان مثال شخصي به نام هيتلر در قرن ۲۰ در آلمان مي گويد آلمان مافوق همه و نتيجه آن ۵۲ميليون کشته در جنگ جهاني دوم مي شود مولوي شاعر گرانقدر ايراني در اين باره اينچنين مي فرمايند:
ميلها همچون سگان خفته اند که اندر آنها خير و شر بنهفته اند
چونکه در کوچه خري مردار شد صد سگ خفته بدان بيدار شد
مويهاي هر سگي دندان شده از براي طعمه دم جنبان شده
در وجود انسان اين ميلها خفته اند و چون بوي مردار به آن رسد بيدار مي شود و ملت آلماني را که از فرهيخته ترين ملل دنيا بود و بزرگان فراواني را در خود پرورش داد به مردمي خونخوار و تابع هيتلر تبديل نمود اما اگر بوي خوش به آن رسد اين ميلهاي خوب است که بيدار مي شود:
بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
از يار آشنا سخن آشنا شنيد
يا رب کجاست محرم رازي که يک زمان
بنشيند و آن دهد که چه گفت و چه ها شنيد حافظ
و اين اصول برتر روانشناسي را در ۳۷۴۲سال پيش انساني بنام زرتشت پيدا مي شود و براي انسانها در تمام ادوار بشر راه بهزيستي را نشان مي دهد که ميلهاي خويش را در پرتو راستي و اشا زير فرمانروايي خرد نيک قرار دهيد . اما بايد توجه نمود که رياضت کشي و ترک دنيا براي رسيدن به اين مقام مطلقا در آيين زرتشتي راهي ندارد (( هر که دانه بکارد اشويي کاشته است اي انسان اگر زمين را شخم نزني و در آن دانه نکاري همانا گرسنه خواهي ماند و بر در بي مايگان خواهي ايستاد ))
بدست آوردن شهريور به هر انسانی توانايی اهورايی را می بخشد که هيچ چيز نمی تواند آن را از بين ببرد در جهان مادی نيز نگهبانی فلزات به اين فروزه نسبت داده شده(جشن شهريورگان جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۸۳) چرا که فلزات نيز هيچ گاه از بين نمی روند و آتش هر چقدر بر آنها قرار گيرد محکمتر و قدرتمندتر نيز می شوند فلسفه قرار دادن سکه در سفره هفت سين نيز شهريور می باشد در آيين زرتشت نيازمندترين انسانها کسانی می باشند که از راه راست منحرف شده باشند و بايد داد و دهش ما به آنها خشترا باشد. اهورايی باشيد و شهريور گونه .پاينده ايران
مهر
ماه مهر و گذشت جشن مهرگان روز تاسیس این جمعیت
جشن آبان گان
روز دهم آبان زرتشتی برابر با ۴ آبان خورشيدی که آبان روز نام دارد و بنام آب و فرشته آب است جشن آبان گان می باشد .آب که آبان جمع آنست در اوستا و پهلوی آن و در سانسکريت آپه می باشد اين عنصر مانند عناصر ديگر آتش و هوا و خاک در آيين ايران قديم مقدس است و آلودن آن گناه می باشد و برای هر يک از آنها فرشته مخصوصی تعيين شده . و ايرانيان اين عناصر چهارگانه را که اساس اوليه حيات است می ستودند(نيايش نمی کردند ستايش ميکردند) و امروز نيز زرتشتيان آنها را پاک می دانند و مانند سابق و بنام فرشته هر يک آنها را می ستايند ((بسرچشمه آب درود می فرستيم به کوههايی که از بالای آن آب جاريست درود می فرستيم بدرياچه ها و استخرها درود می فرستيم)).به احترام فرشته آب آبها را پاک نگه می داشتند .نگهبانی آب با فرشته مقدس خرداد است علاوه بر او دو فرشته مقدس ديگر يکی به نام اپام نپات و ديگری آناهيتا نگهبان آب می باشند . يکی از قصائد دلکش اوستا آبان يشت نام دارد که از جلال و عظمت آناهيتا يا همان ناهيد گفتگو می کند. در خرده اوستا نيايش چهارم موسوم است به آبان نيايش يا آبزور . اين نيايش را که از آبان يشت استخراج شده موقعی که در کنار جويبار و آبشار و سرچشمه آب باشند می سرايند همچنين در جشن آبانگان نيز خوانده می شود و چون فرشته آب ناهيد مونث است او را بانو هم می گويند. در جشن آبانگان پارسيان خصوصا زنان در کنار دريا يا کنار رود فرشته آب را نيايش می کنند .ايرانيان به خاطر تقدسی که برای آب قائل بودند هيچوقت آنرا آلوده نمی کردند و آبی را که يکی از اوصاف سه گانه اش رنگ و بو و مزه تغيير می يافت برای آشاميدن شستشو و غيره بکار نمی بردند . هردوت می گويد ((ايرانيان در ميان آب ادرار نمی کنند آب دهان نمی اندازند و در آن دست نمی شويند)) استرابون جغرافی نويس يونانی گويد ((ايرانيان در آب جاری خود را شستشو نمی دهند در آن لاشه و مردار نمی اندازند و عموما آنچه ناپاک است در ميان آن نمی ريزند)).(مقايسه کنيد با جويهای امروز تهران و وضع کنونی دريای مازندران و....صد افسوس)خلاصه اينکه جشن آبانگان بنام آب و فرشته آب است ايرانيان در اين روز کنار چشمه و آب می رفتند و آب نيايش و سرودهای دينی را می خواندند و شادی می کردند و برای اين نعمت بزرگ اهورايی که برای آشاميدن و نظافت و رشد و نمو نباتات و رفع ساير نيازها می باشد سپاس خدا را بجا می آوردند. ابوريحان در صفحه ۲۵۴ ترجمه آثار الباقيه می نويسد :آبان ماه روز دهم آن آبان است و آن عيدی است که بواسطه توافق دو اسم آبانگان گويند در اين روز زو پسر تهماسب (از سلسله پيشداديان )بپادشاهی رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز بکشورهای هفت گانه خبر رسيد که فريدون ضحاک را اسير کرده و خود به پادشاهی رسيده و بمردم دستور داده است دوباره خانه و زندگی خود را مالک شوند و خود را صاحب خانه بنامند و خودش نيز بخانه و خانواده خود فرمانروا شد پس از آنکه همه ايرانی ها در عهد ضحاک بی خانه و زندگی بودند. جشن آبانگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد
جشن آذرگان
نهم آذر به تقويم زرتشتی برابر با ۳آذر به تقويم کنونی که آذر روز نام دارد و به عنصر مقدس آتش تعلق دارد جشن آذرگان می باشد که به آن آذرجشن نيز می گويند. يکی از نيايشها در خرده اوستا آتش نيايش نام دارد .ايرانيان قديم در اين روز به آتشکده ها می رفتند و آتش نيايش می خواندند و نيز در اين جشن آتش افروزی کرده و به شادی و پايکوبی می پرداختند.
ابوريحان در صفحه ۲۵۶ ترجمه آثارالباقيه می نويسد:((روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که بهمه آتشها موکل است ناميده شده زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند .))
درباره اهميت و جايگاه آتش که در آيين زرتشتی پاک و پاک کننده و نزد ايرانيان مورد احترام می باشد در تاريخ دوشنبه ۱۲ امرداد ماه مطالبی بيان گرديد. جشن آذرگان بر تمامی ايرانيان و دوستان گرانقدرم فرخنده باد. پاينده ايران
دی
بهمن انديشه نيک
اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم .آنگاه با ديده دل دريافتم که توئي آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کنی هات۳۱ بند ۸
اشو زرتشت چگونه خدا را شناخت و به مردم شناسانيد؟ اشو زرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت . از خود مي پرسيد :چه کسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است؟ چه کسي گياهان را پديد آورده است و چه کسي حيوانات را هستي بخشيده؟ با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم کنکاش مي نمود جستجو مي کرد و مي پرسيد مي خواند و مي شکافت و در پايان بياري انديشه پاک پاسخ پرسش خود را در مي يافت .اشو زرتشت دريافت که اهورا مزدا آفريننده يکتاست اوست که با دانش خود دانشها را آفريد. زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد .و بدين ترتيب نخستين گام را در راه بالندگي انساني که همان انديشه نيک مي باشد بر داشت و به کمک يانش اهورايي نيرويي برتر از انديشه و خرد که انديشه و خرد نيز آنرا تاييد مي کند و بر گرفته از روان و خرد الهي و جهاني است به حقايق دست يافت و اين خرد الهي که از آن مي توان به دل آگاهي نيز تعبير نمود سرچشمه شناخت و معرفت اهوراييست و رابط ميان انسان و خدا (جبرئيلي بر انسان نازل نمي شود) در گاتهاي زرتشت بر خلاف اديان سامي از فرشته و ايزد سخني نرفته و تنها در نوشته هاي پس از گاتهاست که عنوان ايزد به آنها داده شده است و در گاتها از فرشته و ابليس به صورت موجودي خارج از انسان سخن نرفته است و بهمن يا وهيشتامن به معناي بهترين منش و خرد مقدس است که همه آدميان همراه با فروزه و توانايي منش نيک که بازتابي از خرد الهي و جهاني است پديد آمده اند .امشاسپندان ؛ا ...نشانه نفي است سپندا ...پاک معني مي دهد و امشاسپندان يعني جاودانهاي پاک و در اين کتاب فلسفه بزرگ کاري با فرشته و ديو و ....نخواهيم داشت .اشو زرتشت در بيش از ۳۷۴۲ سال پيش اول از بهمن شروع کرد و انديشه .وجود انديشه نيک است که آدمي را به سعادت و خوشبختي مي رساند و راه نجات را به او مي آموزد و زماني مي توان گفت انسان به مرحله انديشه پاک و اشويي رسيده که فيزيک و شيمي تبديل به مين و جنگ افزار نگردد بلکه به محصولاتی مفيد تبديل و به دست نيازمندان و محتاجان رسد .در شاهنامه نيز اژيدهاک خوراک مارهاي خود را مغز سر جوانان قرار مي دهد يعني همان انديشه و اينگونه است که از اين آيين اهورايی به آيين انديشه و خرد گرايی ياد می نمايند .
اسفند پارسايی و فروتنی
کسي که به گوهر راستي و نيکي بگرود شهريور و بهمن و ارديبهشت و اسفند او را ياري و استواري دهند و در کوشش در راه راستي و بر انداختن دروغ پشت و پناه وي باشند چنان که در روز پسين از آزمايش سرافراز بر آيد و در برابر دروغ پرستان نخستين کسي باشد که به سوي بهشت جاودان گام بردارد. هات ۳۰بند۷
سپنتا آرميتي يا اسفند چهارمين فروزه بزرگ اهورامزداست سپنتا به معني افزاينده و آرميتي به معناي آرامش ؛هماهنگي و مهر است و دو واژه با هم به معناي آرامش افزاينده است سپنتا آرميتي آرامش و مهر جهاني را که از راه همکاري آدميان با اهورامزدا بدست مي آيد نشان مي دهد و از راه مهر خدمت بدون انتظار پاداش ؛فروتني و همدردي با ديگران بدست مي آيد استاد وحيدي اين فروزه اهورايي را به معني انديشه نيک ترازمند بيان نمودند و ايشان در اين باره مي گويند: ما امروزه در جهاني زندگي مي کنيم که در واقع در معرض انديشه هاي بسياريم که در اصطلاح به آن ديکتاتوري انفورماتيک مي گويند و بدون اينکه خود بخواهيم با ديدن تصاوير و گفتگوهاي بسيار مسائل در ذهن ما مي نشيند و مجموعه آنها در رفتارهاي ما اثر مي گذارد و ما را تحت سلطه سازندگان اين اطلاعات قرار مي دهد مانند فيلمهاي زهر آگين جنايي که هر شب انسان را در برابر آنها قرار مي دهند و کجا مي يابيم که يکي از لبخشهاي مثنوي را به صورت فيلم در آورده باشند!!! ما نيز که سخن از زرتشت و گاتها مي گوييم بايد اين آموزه ها را در جهان امروز از آن استفاده کنيم و منطبق با زمان از آنها بهره گيري نماييم . سپنتا يعني پاک و آرمئيتي را استاد بزرگ گاتها شناس موبد آذرگشسپ اينچنين ترجمه کرده اند ارم يعني ترازو و ميتي يعني انديشه و سپنتا آرمئيتي به معناي انديشه پاک ترازمند است و اين حرف بسيار بزرگ است و به راستي که بايد فرهنگ زرتشتي را از نو شناخت و دانست که گاتها چه درياي بي کراني است .ما يک انديشه نيک داريم که آن بهمن است آيا بهمن به تنهايي کافيست که مرا به يک راه درست برد؟ اما همين انديشه درست بايد به دنبالش يک سپنتا آرميتي باشد تا انديشه نيک مرا در تراز و اندازه نگه دارد يک مثال ساده پاکيزگي است که در حالت معمول کار شايسته اي مي باشد اما اگر همين از حد خود خارج شود به وسواس تبديل مي شود که براي هر انساني درد سر ساز است .اندازه نگه دار يعني اينکه خود و ظرفيت خود را بشناس و در هر ضمينه اندازه نگه دار . سپنتا آرميتي فرشته و ....نيست بلکه زندگي روزمره و اجتماعي من و شماست ....سياست از واژه ساه اوستايي گرفته شده به معناي فرمان راندن و آموختن است فرمان مي راني به که و چگونه و فرمانده کی است و بر مي گردد به سپنتا آرميتي و اينکه حدو اندازه فرمان راندن چقدر باشد اگر کمي بيشتر باشد مي شود ديکتاتوري .و سياست بنش سپنتا آرميتي است اينکه پاک بيانديشم و در آنجايي که فرمان مي رانم اندازه نگه دارم. (براستي که چقدر اين احکام نيک اهورايي در سرزمين عزيزمان ايران پاس داده مي شود؟!!)
سپنتا آرمئيتي عاطفه و مهر و محبت است . ايمان و مهر به اهورامزدا و فرمانبردار اهورامزدا بودن و انديشه نيک را از اهورا مزدا منحرف نکردن و در دنياي مادي نيز نگهباني زمين بر آن قرار گرفته چرا که فروتني و افتادگي پيش از هر چيز از آن خاک است و اين صفات مهر و محبت و فروتني بيشتر در ميان زنان خصوصا مادران يافت مي شود به همين جهت است که جشن اسفندگان را به نام روز زن و مادر در ايران باستان نامگذاري نمودند و اين به خاطر ارزش بسياري بود که براي اين فروزه نيک اهورايي قائل بودن (هرچند دوست گراميم فريد در بخش نظر خواهي روز مادر را به نام شهريور دانسته اند ولي تا آنجايي که من اطلاع دارم اين روز پنج اسفند و جشن اسفندگان است) و نام خانوادگي اشو زرتشت نيز سپنتا مي باشد ((زرتشترهه سپنتامه zaratoshtrahe sepantamaeh )) و فلسفه قرار گرفتن سبزه بر سفره هفت سين نيز همين اسفند مي باشد. يکي از شيرزناني که به معناي واقعي کلمه مي توان سپنتاآرمئيتي را در وجود گراميشان مشاهده کرد استاد گراميم خانم خادم (دبير انجمن زرتشتيان )هستند ايشان با عشق به اهورامزدا و اشو زرتشت و به ياد تنها پسرشان فرهاد خادم سالهاست که دوستاران ايران زمين را در شناسايي و يادگيري فرهنگ ايران زمين بدون هيچگونه مزد و چمداشتي ياري مي رسانند .شهيد فرهاد خادم دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شريف در سالهای دفاع مقدس جان خود را در راه دفاع از سرزمين و خاک خويش فدا نمود .روانش شاد و يادش گرامی باد پاينده ايران .