ای حقوق بشر بی هنر و بی مقدار
ای حقوق بشر بی هنر و بی مقدار دست از این ریب و ریا خلق فریبی بردار
از زمانی که قدم روی زمین بنهادی به فزون توده ز مردم غم و ذلت دادی
جز کسانی که ترا از پسشان زاییدند دیگران باد درو کده و طوفان چیدند
هر که بد بی خبر از بازی رندانه ی تو معتکف گشت سراسیمه به بتخانه ی تو
نه مرادی به کف آورد نه دید عدل و داد در سراشیب نفهمی و حماقت افتاد
انتقاد تو ز جمهوری ملای پلید مدتی داد به ایرانی بدبخت نوید
باور این بود که ملا به هچل افتاده قدرت ظلم و ستم را دگر از کف داده
برگ تتقید تو آوازه ی (ای ای) گرفت چون میان دو بر خامنه ای جای گرفت
پدران تو (حقوق بشرم) ترسیدند مصلحت را به سکوت و به خموشی دیدند
سازمانی که تو را خنجر تیزی کرده بر تن مردم درمانده فرود آورده
زیر فرمان خدایان زر و زور بود گاه بشنیدن و دیدن کر و هم کور بود
نام تو مضحک و بی معنی و چرت است و جرند چون توان نیست ترا خود برهانی از بند
از حقوق بشر کورش و شروان برگیر پند و اندرز و عمل عدل و درایت تدبیر
اختیارات جو بود در کف یغمای گران بهتر آنست ترا شر بشر داد عنوان
سروده ای از پیروز
از پیشگاه غرور و غیرت شیرزنان، رادمردان و جوانان دلاور آریایی تمنا دارم در تکثیر و پخش این سروده میهنی در پخش و تکثیر این سروده صمیمانه همت گمارید.
با سپاس فراوان
تلفن 0032244942103112 بروکس